خرید بک لینک

Cover1«ز بعد ما» نام آلبومیست بسیار شنیدنی از گروه سنتور نوازان که برای کمک به زلزله زدگان زرند در سال ۱۳۸۴ اجرا شد و سپس در قالب آلبومی منتشر گردید که بروی جلد این اثر نام «سیامک آقایی» به عنوان سرپرست گروه و آهنگساز قطعات معرفی شده بود، حالا پس از گذشت سالها، این نوازنده با انتشار یادداشتی اعلام کرد که در تولید این اثر فاخر موسیقایی، هنرمندان دیگری هم به عنوان آهنگساز نقش داشتند که اسامی اشان در جلد «ز بعد ما» درج نشده است.

در ادامه می توانید از طریق سایت «موسیقی ایرانیان» روشن گری های این هنرمند را بخوانید و سپس یادداشت امیر موسیپور (آهنگساز و منتقد) و جعفر صیدانلو را در همین زمینه دنبال کنید.

یادداشت سیامک آقایی (آهنگساز و نوازنده سنتور) درباره حقیقت آلبوم «ز بعد ما»: بدینوسیله اعلام می دارم در جریان تولید و انتشار آلبوم زبعدما با اجرای گروه سنتور نوازان متشکل از آقایان بهمن بهمرام، علی بهرامی فرد، روزبه رحیمی و بشیر فرامرزی و سیامک آقایی، قرار گرفتن ناخواسته مجموعه عواملی در کنار هم موجب بروز سوتفاهمات و شبهاتی در میان عموم شد که نتیجه آن تضییع ناخواسته حقوق معنوی دوستانم در این اثر بود. ضمن پوزش از ایشان، تاکید می کنم که به هیچ عنوان عمدی در کار نبوده است و بدین ترتیب این موارد را اصلاح می کنم.

بدلیل عدم درج نام و قطعات دوستانم به عنوان آهنگساز پشت جلد اثر و دفترچه، از آنجا که نام من به عنوان سرپرست گروه در آلبوم ذکر شده است متاسفانه این سوتفاهم و شبهه را در میان عموم ایجاد کرده که آهنگساز کل قطعات نیز من بوده ام و این اثر متعلق به من است. در جهت رفع این شبهه اعلام میکنم که این اثر یک کار مشترک گروهی بوده و بی تردید بدون حضور تک تک اعضا خلق چنین مجموعه ای امکان پذیر نبوده است. در آلبوم زبعدما آهنگساز قطعه «پایباز» بهمن بهمرام هستند، آهنگساز قطعات «چشم انداز»، «گریز» و «صبح» جناب آقای علی بهرامی فرد و قطعات «شالیزار»، «شب زرند» و «واقعه» متعلق به اینجانب سیامک آقایی است. قطعه «۱/۶» بخش مقدمه و پایانی نیز متعلق به همه اعضای گروه بوده و خلق آن محصول کار جمعی اعضای گروه سنتور نوازان است.

درمورد موضوع سرپرستی گروه، تصورم بر این بود که در این گروه مسئولیت اجرایی و سرپرستی بر عهده من است. اما از آنجا که این اثر حاصل کار جمعی و همفکری همه اعضا بوده و همگی در خلق آن نقش بسزایی ایفا کرده اند، لذا بهتر است بگوییم این گروه فاقد سرپرست بوده است.

انتخاب نام زبعدما مطلع شعر یکی از قطعات من است بر این شبهه دامن زده که کلیت این اثر متعلق به من است، از آنجا که این نام در بدو امر با مخالفت دوستانم مواجه نشد و به نوعی با موضوع زلزله نیز مرتبط بود، این تصور را برایم ایجاد کرد که ایشان نیز موافق این انتخاب هستند. لذا بدینوسیله از دوستانم پوزش میطلبم که این امر شبهاتی را در میان مخاطبان ایجاد کرده و باعث تصور نادیده پنداشته شدن زحمات سایر آهنگسازان این اثر شده است.

سنتورنوازان

سنتورنوازان

در خصوص متن دفترچه، در پی قرائت آن در جلسه ای قبل از انتشار اثر با اعضای گروه داشتیم، تصور بر این بود که متن مورد تایید قرار گرفت، اما من در این جلسه اشتباه کردم و بدون تردید بهتر آن بود که متن توضیحات آهنگسازان اثر، پیرامون آنالیز فرم قطعات در متن دفترچه و نیز ذکر نام هرکدام از ایشان در ابتدای فیلم یا در منوی آن یا در ذیل هر تِرک در شروع هر قطعه قید شود.

در خصوص تدوین فیلم، تلاش من و تدوینگر بر آن بود که از تمام امکانات صوتتی و تصویری در جهت ارتقای کیفی این مجموعه استفاده شود. همچنین تلاشهایی که از پی جبران مشکلات پیش آمده خصوصا در مورد فایل صوتی صورت گرفت، صرفا شوق و ذوقی جهت ارائه هر چه بهتر این اثر با کیفیت مطلوب و ایده آل بود و هرگز بنا بر دیده شدن بیشتر یک نفر و بی اهمیت شمردن نقش سایر افراد نبوده است. لذا بدینوسیله چنانچه سهوا اهمالی در این خصوص پیش آمده صمیمانه از دوستانم پوزش میطلبم.

کنون پس از گذشت سالها از انتشار این آلبوم خاطره انگیز که یادگاری است از روزها و ساعتهای خوشی که در کنار هم داشتیم، اشاره ای مختصر به گوشه ای از زحمات و نقش تک تک اعضا علاوه بر اینکه تکنیک اجرایی ایشان از پی سالها زحمت و عشق، هرکدام در جای خود یک تخصص منحصر بفرد است. ضروری و روشنگر است زحمات بهمن عزیز برای آهنگسازی و تنظیم قطعات و نت نویسی کامپیوتری صدها صفحه پارتیتور و طراحی گرافیک گروه و … روزبه عزیز که از موزیسین و بنیانگذاران این گروه بوده و با سلیقه و شاهکارش نقش انکارناپذیری در ارتقا کیفی این مجموعه داشته و … علی عزیز که فعالترین آهنگساز این گروه بوده و همچنین زحمت هماهنگی تمامی کنسرتهایی که در تهران و شهرستان و دهها فعالیت کوچک و بزرگ دیگر که فرصت بیان آن در این مجال فراهم نیست، در شکل گیری، تداوم و خلق این اثر، قطعا روشنگر اذهان مخاطبان خواهد بود و مهر تاییدی است بر نتایج شگفت انگیز ترکیب خلق جمعی با تخصص فردی.

در ارتباط با حقوق مادی این اثر، کلیه حقوق آهنگسازان و نوازندگان، طبق نظر کارشناسان معرفی شده، تمام و کمال پرداخت خواهد شد.

با احترام و دوستی

امیر موسیپور (آهنگساز و منتقد) در روزنامه آسیا نوشت: انتشار اعترافنامهای توسط نوازنده نام آشنای سنتور، سیامک آقایی در صفحه شخصیاش در یکی از شبکههای اجتماعی، موجی از واکنشهای مختلف اهالی موسیقی و حیرت بسیاری از علاقهمندان موسیقی ایرانی را بهدنبال داشته است. درحالیکه این هنرمند چند وقت قبل در پیامی تصویری در کمپین حمایت از موسیقی خطاب به علاقهمندان موسیقی ایرانی توصیه کرد تا حقوق موسیقیدانان را با خرید نسخه اصل رعایت کنند، حالا در نامهای عجیب اعتراف کرده که بعد از گذشت ۸ سال از انتشار آلبوم «زبعد ما»، حقوق مربوط به آهنگسازان و نوازندگان اثر را پرداخت نکرده! و طبق نظر کارشناسان این حقوق را پرداخت میکند. در بخش دیگری از این نامه، سیامک آقایی اذعان کرده آثاری که تاکنون گمان میرفت در این مجموعه از ساختههای شخص وی بوده در واقع متعلق به افرادی دیگر است که عدم قید نام آنها بهعنوان آهنگساز – که از نظر وی صرفا سوءتفاهمی غیرعمدی بوده! – باعث تضییع حقوق آنها شده است.

برای مثال جالبترین بخش جریان، قطعه پایانی این فیلم خاطره انگیز است – قطعه ۶ را که آهنگساز آن در فیلم سیامک آقایی قید شده، ولی اکنون مشخص شده که ساخته کل گروه بوده است (همواره برای کسانی که مانند من در آن کنسرت خاطرهانگیز حضور داشتند این سوال مطرح بود که چرا این قطعه پایانی که در بروشور کنسرت متعلق به کل گروه بوده، پس از انتشار در فیلم آهنگساز آن سیامک آقایی قید شده؟) یا سه قطعه متعلق به دیگر آهنگساز این گروه علی بهرامی به نامهای گریز، صبح و چشمانداز و نیز قطعه پایباز اثر بهمن بهمرام که البته از هیچیک تا به حال بهعنوان آهنگسازان این گروه نامی برده نشده بود. (یا لااقل تصور عمومی بر این بوده که آثار صرفا از ساختههای آقای سیامک آقایی است) از بخشهای دیگری از این اعترافنامه، اینطور استنباط میشود که تدوین و انتخاب نام اثر یا مطالب مندرج در دفترچه اثر نیز بدون اطلاع و هماهنگی اعضا صورت گرفته یا اینکه با وجود آنکه گروه اساسا فاقد سرپرست بوده، نام سیامک آقایی بهعنوان سرپرست گروه قید شده است.

این همه اطلاعات و اعترافات، حدود یک دهه پس از انتشار اثری که یکی از موفقترین تولیدات هنری موسیقی ایرانی است و انگیزهای برای علاقهمندی خیل کثیری از جوانان به سمت ساز خوش صدای سنتور بوده است، جای تامل جدی دارد. خوشبینانه اگر تصور کنیم که هیچگونه غرضورزی شخصی در این افشاگری و مطالبه حقوق وجود نداشته است، این اتفاق دو سویه مثبت دارد: اول شجاعت اعتراف به خطا و تلاش برای جبران آن از سوی سیامک آقایی و دوم عزم جزم عدهای از موسیقیدانهای ایرانی برای احقاق حقوق حرفهای و صنفی و مبارزه با سوءاستفادههای احتمالی مختلف از تلاشهای هنری. آن هم در حالی که هر کس که دستی برآتش هنر دارد، نیک میداند که قوانین حقوق مربوط به کپیرایت و حقوق مصنف نیازمند بازنگری جدی در مراجع ذیربط است و صد البته همان قوانین ناقص موجود نیازمند تعهد اخلاقی و صنفی از سوی اهالی هنر است؛ بهنحویکه متخلفان در رعایت هرگونه حقوق مادی معنوی آفرینشهای هنری، همواره سایه سنگین نظارت قضایی و صنفی و قضاوت افکار عمومی را بالای سر خود حس کنند. امیدواریم این ماجرا در نهایت برای فعالیت صنفی بدنه موسیقی مثمرثمر بوده باشد. برای کلیه اعضا گروه سنتورنوازان که از موسیقیدانهای توانای کشور هستند آرزوی موفقیت داریم و امیدواریم با رفع معضلات پیشین، شاهد حضور موثر دوباره آنها در پیکر موسیقی ایرانی باشیم که این روزها سخت نیازمند جانی تازه است.

جعفر صیدانلو: چندیست (البته کمی بیشتر) که اخلاق از جامعه رخت بربسته و در حوزه های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، ورزشی و … شاهد بی اخلاقی هایی هستیم که بعضا عوض دو تا، چهار تا شاخ در کله مان در می آید که مگر می شود؟ فلانی چرا؟ فلان شخص چرا؟…؟..؟.

همه این ها را با پوست و گوشت خود لمس می کنیم و دم نمی زنیم و خود غرق در خیلی از بی اخلاقی ها و زد و بندها شدیم تا بلکه منفعتی، شهرتی کسب کنیم که در نهایت چه بشود؟ به فکر رسوا شدن نیستیم و می تازیم و می تازیم و می تازیم…

هرچند خیلی ها هم رسوا نشده و قطعا با خواندن این مطلب پوزخندی بزنند اما …

قصد بنده نه پند و نصیحت است که اصلا سن و سال ام به این کارها نمی آید و نه چیز دیگر. بیشتر شاخی در کله بنده سبز که چه عرض کنم، روییده که باورش برایم کمی سخت است.

سیامک آقایی؟ سیامک؟ مگه میشه…

بارها و بارها مطلب ارزشمند و شجاعانه و دلاورانه و موشکافانه و تلویحانه و چند تا آنه ….دیگرش بعد از ۱۰ سال از کنسرت «زبعد ما» و ۶ سال از انتشار آلبوم تصویری کنسرت را خواندم و هی راه رفتم و راه رفتم و تمام بنیان های ذهنی بنده در حوزه هنر خصوصا موسیقی فروریخت.

هر چند مدتی بود بعضی از اساتید بی بدیل و بزرگ! کمی مشکوک میزدند ولی الان این پازل در ذهنم کامل شد که بله، حتی در حوزه هنر بلکه موسیقی هم خیلی بی اخلاقی ها شایع شده که جای تاسف که چه عرض کنم جای تالم هم دارد…

خدا خیر دهد که بلاخره سیامک خان آقایی بعد این سالها، به خود آمده و قطعا! فارغ از پیگیرهایی صنفی، قضایی و … هم گروهی هایش لب به سخن گشود(!!!!) و تمام آنچه باید در پشت جلد اثر درج می شد و نشد را به گردن فراموشی و سوتفاهم و … انداخت و خیلی صاف و پوست کنده عذرخواهی کرد.

کنسرت «زبعد ما» که در خرداد سال ۸۴ و به نفع زلزله زدگان بم و زرند (امیدوارم عواید آن به صاحبانش رسیده باشد و زبانم لال مثل کیسه های برنج و پتو و … سر از شهرهای دیگر در نیاورده باشد) در تالار فردوسی دانشگاه تهران برگزار شد. گروه سنتور نوازان با بکار گیری پنج سنتور با کوک های مختلف سونوریته ای جدید در عرصه گروه نوازی رقم زده و امید را در دل اهل هنر زنده کردند.

ولی آقای آقایی! فارغ از توضیح و عذرخواهی واقعا چطور می شود که در همه این سالها تمام منفعت معنوی یک اثر را به تنهایی به دوش می کشیدی و در همه سایت ها و روزنامه ها و … مصاحبه می کردی ولی این توضیحات را تا الان راز مگو کرده بودید.

واقعا آقای آقایی! چطور می شود که کارهایی که دیگری ساخته، تنظیم کرده و نت کرده را سالها پنهان کردید و حالا بگویید چیزی نشده، سهوی بوده و حقوق همه را تمام کمال می دهم. همین!

واقعا چرا؟ به نظرم این مهمترین سوالی است که می توان از این دوست هنرمند سوال کرد که چرا واقعا باید در این حوزه هر از گاهی چنین بی اخلاقی هایی به وجود آید!؟

- - , .

برچسب: نویسنده: دانلودی تاريخ: چهارشنبه 21 بهمن 1394 ساعت: 11:13

صفحه بندی